جمال رضايى

154

بيرجندنامه ( فارسى )

5 - قبرستان سر مزار : بالاى تپّهء قلعه و مزار پايين شهر « 1 » گورستانى بود كه اكنون متروك است ولى تعداد زيادى صورت قبر فرسوده كه نمودار قبرستان بودن آنجاست هنوز به چشم مىخورد . اين گورستان كه در شمال غربى قلعه قرار دارد و « مزار » در ميانهء آنست به « قبرستان سر مزار » ( قبرستن سر مزار qabreston sor mazar ) معروف است . 6 - قبرستان گبرها : در پاى قلعهء پايين شهر و شيب جنوبى آن محله‌ايست كه « گبرآباد » نام دارد « 2 » در شمال اين محلّه و در شيب شمالى و شمال غربى تپّهء قلعه گورستانى وجود داشت كه به آن « قبرستان گبران » ( قبرستن گبرا [ ن ] qabreston gabro [ n ] ) مىگفتند و نام آن هنوز فراموش نشده است . از اين گورستان اثرى نيست و آقاى غلامرضا كاشانى شهردار سخت‌كوش اسبق شهردارى ، آنجا و تمام شيب‌هاى تپّهء قلعه را درختكارى نموده كه امروز يك پارك بزرگ است و به تپّهء و قلعه منظره‌اى بديع و زيبا داده است . 7 - خواجهء خضر : تكيهء خواجهء خضر ( خاجى خزر xajey xezr ) علاوه‌بر تكيه و زيارتگاه بودن جنبهء قبرستان هم داشت و مقبره و صورت قبرهايى در آن وجود داشت و دارد . در اين محصوره كه هنوز برجايست عدّه‌اى از نيكنامان و سرشناسان و عرفا و مشايخ و خواجگان روزگار گذشته مدفون هستند از اين لحاظ تكيهء مزبور جنبهء گورستان هم داشت « 3 » . 8 - قبرستان سيكها / هندىها : از سال‌ها پيش از آغاز سدهء چهاردهم و تا يكى دو دهه پس از آن چندين خانوادهء سيك و هندى در بيرجند ساكن و به تجارت مشغول بودند و تعداد آن‌ها هم خيلى كم نبود . اين « اقليّت » در محلّهء كوچكى در شمال « خيرآباد » كه به نام خود آنان ناميده مىشد سكونت داشتند و در بيابان‌هاى شمال آن محلّه كه به « خاك ارس » معروف بود مردگان خود را دفن مىكردند و آن نقطه به نام آنان به « قبرستان سيك‌ها / هندوها qabreston sikko [ n ] henduyo [ n ] ) معروف شده بود كه اكنون اثرى از آن نيست .

--> ( 1 ) . نك : مزار پايين شهر . صص 138 - 136 . ( 2 ) . نك : محلّهء گبرآباد . ص 86 . ( 3 ) . نك : خواجهء خضر . صص 141 - 140 .